وظایف مدیر کسب و کار کوچک

6نکته کلیدی برای مدیریت کسب و کارهای کوچک

دانش به تنهایی کافی نیست

اگر در رشته و زمینه کاری خود متخصص هستید، نباید تصور کنید همین برای شما کافی است و از ویژگی‌های ضروری صاحبان کسب‌وکار برخوردارید. وقتی در روز اول، کار خود را شروع می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید مشتریان فوراً به سمت شرکت شما هجوم بیاورند، آن هم فقط به این دلیل که از دانش کافی برای کارتان برخوردارید. در گام نخست، به بازاریابی و مدیریت نیاز دارید تا چرخ‌های کسب‌وکار خود را روغن کاری و آماده کنید.

چند سرآشپز یا عاشق آشپزی می‌شناسید یا دیده‌اید که به دلیل عشقی که به آشپزی و غذا داشته‌اند، رستورانی باز کرده و چند ماه یا چند سال بعد به دلیل استقبال اندک مشتریان، مجبور شده‌اند آن را ببندند؟ تهیه غذای خوب به تنهایی کافی نیست؛  مردم باید در مورد غذاهای شما بدانند تا سراغش بیایند. به علاوه باید کسب‌وکارتان را به شیوه‌ای منظم و مؤثر اداره کنید.  برای این کار به توصیه‌های کارشناسان مالیاتی و مالی نیاز دارید و در نهایت نیز باید مدیر کلی باتجربه، سکان امور را در دست بگیرد.

  افراد مناسب را استخدام کنید

اگر از نظر فنی در رشته خود متخصص هستید ولی مثلاً از دانش و تجربه کافی در بازاریابی برخوردار نیستید،  باید افراد مناسبی را برای انجام امور مربوط به بازاریابی استخدام کنید. بازاریابی موجب می‌شود مردم برای مراجعه به شما تمایل پیدا کنند. ترفند بعدی این است که کاری کنید مردم دوباره به شرکت شما برگردند و شرکت‌تان را به دوستان خود نیز توصیه کنند.

  دوستان‌تان را استخدام نکنید

شاید این مسئله بدیهی به نظر برسد، ولی بارها و بارها شاهد آن بوده‌ایم که افراد برای استخدام  سراغ دوستان و آشنایان خود رفته‌اند. این کار علاوه بر اینکه می‌تواند به دوستی شما آسیب برساند و حتی گاهی دوستی‌ها را از بین ببرد، به کسب‌وکار شما نیز آسیب می‌زند.  البته گاهی ممکن است این کار سودمند باشد،  ولی باید با احتیاط بسیاری دوست خود را استخدام کنید و حتماً حیطه دوستی و حیطه کاری خود را به طور شفاف برای او مشخص کنید تا بداند در محیط کار،  شخص دیگری خواهید بود. این کار ممکن است نیازمند گفت‌وگوی بسیاری بین شما و دوست‌تان باشد.  به طور کلی در صورت استخدام دوستان خود،  باید در زمان کار و پس از آن رفتارها و برخوردهای متفاوتی داشته باشید و مسائل کاری را با روابط دوستانه قاطی نکنید.

تصمیم‌های ناگهانی نگیرید؛ استراتژی برنامه ریزی اهمیت زیادی دارد

فردی را در نظر بگیرید که اخیراً به عنوان صاحب بخشی از یک رستوران شروع به فعالیت کرده است. این رستوران در مکان خوبی قرار گرفته و در نهایت رستوران موفقی خواهد بود، ولی با توجه به کاهش رونق کسب‌وکارها در آن منطقه، صاحبان رستوران باید بیشتر تلاش کنند که مشتریان به رستوران آنها جذب شوند و همچنین با رضایت آنجا را ترک کنند.

در شبی بسیار آزاردهنده،  بسیاری از مردم شهر برای صرف غذا به یک رستوران محلی مراجعه کرده بودند. در رستوران خدمه کافی وجود نداشت و از سوی دیگر، در پاسیو رستوران نیز باران شدیدی می‌بارید. در این  میان،  یکی از سرآشپزها نیز رستوران را ترک کرد. پس از آن، صاحبان رستوران تصمیم‌هایی نسنجیده و ناگهانی گرفتند: یکی از تصمیم‌های آنها دوبرابر کردن تعداد خدمه رستوران در تمام شیفت های کاری بود.

به نظر می‌رسید آنها پیش از اجرای این ایده از عواقب آن آگاه نبودند. با این کار تعداد خدمه آنها بسیار بیش از حد لازم افزایش یافت. در نتیجه دستمزدهای ساعتی  که باید پرداخت می‌کردند، به طور تصاعدی و غیرضروری افزایش یافت و سهم هر پیشخدمت از انعام‌ها نیز به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد. اغلب، تعدادی از خدمه پیش از آنکه شب به پایان برسد، رستوران را ترک می‌کردند و به همین دلیل رستوران بهترین کارکنان خود را از دست می‌داد.

شاید با خود بگویید: «خب،  اینکه مشکلی نیست؛  خدمه بیشتری استخدام کنند»،  ولی خدمه رستوران به منزله خط مقدم‌اند و استفاده از خدمه‌ای که به خوبی آموزش ندیده‌اند و تجربه کافی ندارند، به معنی پایان کار است. بنابراین حفظ خدمه خوب اهمیت زیادی دارد. درواقع این تصمیم ناگهانی صاحبان رستوران، تصمیمی بسیار زیان‌آور بود.

ارتقا و جذب نیرو از درون سازمان همیشه خوب نیست

ارتقای کارکنان مشغول به کار در سازمان موجب می‌شود بیشتر تلاش کنند و این روش به بعضی کارکنان انگیزه بیشتری برای کار کردن می‌دهد. در این شکی نیست. ولی هرگز نباید نیروی مورد نیاز خود را صرفا از درون سازمان جذب کنید، زیرا گاهی مجموعه مهارت‌های لازم در پایگاه کارکنان موجود، وجود ندارد.

برای مثال رستورانی را در نظر بگیرید که متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها را صرفاً از میان کارکنان رستوران استخدام می‌کند. اگر پیشخدمتی با تلاش و پشتکار، توانایی‌های خود را ثابت کند، می‌تواند به متصدی قسمت نوشیدنی‌ها ارتقا پیدا کند. البته پیشخدمت‌ها و متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها یکسان نیستند و مهارت‌های آنها قابل انتقال نیست. همچنین همه پیشخدمت‌ها توانایی درک نکات ظریف کار کردن در قسمت نوشیدنی‌ها را ندارند، آن هم در رستورانی شلوغ.

بنابراین طبیعی است که متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها در این رستوران معمولاً مهارت کافی نداشته باشند و برای کار کردن در این موقعیت به اندازه کافی آماده نباشند. آنها از دانش کافی در مورد ترکیب کردن نوشیدنی‌ها برخوردار نیستند، نمی‌توانند نوشیدنی‌ها را به سرعت آماده کنند و از ریتم و سرعت مناسب برای مدیریت قسمت نوشیدنی‌ها در زمان‌های شلوغ نیز برخوردار نیستند. درواقع با واگذار کردن مسئولیت‌های سنگین‌تری که از عهده این افراد خارج است، آنها را به درون آتش پرتاب کرده‌اید و آنها مجبورند با آزمون و خطا برای بقای خود تلاش کنند: یا در میان شعله‌های آتش پایین بروند و در نهایت کار خود را رها کنند، یا اینکه اخراج شوند.

صاحبان این رستوران در نهایت کسب‌وکار خود را از دست خواهند داد، زیرا اصرار دارند به جای استخدام متصدیانی حرفه‌ای از خارج از رستوران، پیشخدمت‌های رستوران را ارتقا دهند و آنها را به متصدیانی بی‌کفایت و ناشایسته تبدیل کنند. وقتی رستوران شلوغی را اداره می‌کنید، به کارگیری نیروی کار خوب، عنصری ضروری برای درست پیش رفتن کارهاست.

09

هماهنگی کلید اصلی داشتن کسب‌وکاری خوب است. حتی اگر هیچ یک از موارد دیگر را رعایت نمی‌کنید، حتماً باید هماهنگی و ثبات داشته باشید. هماهنگی همان نکته‌ای است که فرنچایزها بر اساس آن کار می‌کنند. برای نمونه، مک دونالد پیشگام و تجسم عینی هماهنگی و ثبات است. وقتی به یکی از شعبه‌های مک دونالد در هر جای دنیا وارد شوید، دقیقا می دانید اگر همبرگر سفارش دهید،  چه چیزی دریافت می کنید؛  همه ویژگی ها را می‌دانید: از مواد تشکیل دهنده گرفته تا حجم غذا و همچنین چاشنی‌ها.

در مقابل، رستوران تازه کاری را در نظر بگیرید که صاحبان آن تصور می‌کنند رستوران شان بسیار رؤیایی و فانتزی است. سرآشپز رستوران نیز همیشه در نحوه ارائه و مواد تشکیل دهنده غذاهای اصلی رستوران تغییراتی می‌دهد و فکر می‌کند با این کار می‌تواند غذاهای متنوعی عرضه کند که کیفیت آنها هر روز بهتر می‌شود. ولی مثلاً وقتی در این رستوران ماهی قزل آلا سفارش می‌دهید، هرگز نمی‌دانید غذای شما چقدر ادویه دارد، چه چیزهایی همراه آن سِرو می‌شود و غذا چگونه درست شده است. با ناهماهنگی و بی ثباتی نمی‌توانید مشتریان وفاداری داشته باشید که دوباره به شما مراجعه کنند؛  برای رسیدن به این هدف باید مطمئن و باثبات باشید.

باثبات  بودن، حرفه‌ای گری، برنامه‌ریزی مناسب برای استراتژی‌ها و همکاری با کارشناسان و استفاده از نظرات آنها رمز داشتن کسب‌وکاری درجه یک و موفق است. نباید چرخ را از نو اختراع کنید و باخود بگویید کسب‌وکار من با دیگران متفاوت است و مجبور نیستم از این قوانین پیروی کنم. کارایی چرخ پیش از این ثابت شده و متاسفانه باید بگویم کسب‌وکار شما تفاوت چندانی با کسب‌وکارهای دیگر ندارد. اگر به خوبی از پس مدیریت کسب‌وکارتان بربیایید،  کارتان رونق خواهد گرفت.

 

منبع

eghtesadonline.com